برخی کتاب ها را نتنها باید هدیه نداد، بلکه باید حتی نخواند!
شاید بپرسید تا کتابی را نخوانی که نمی توانی متوجه شوی که در آن چه چیزی است.
اینجاست که باید راه های شناخت کتاب خوب را بدانیم تا هر کتابی را بدست نگیریم و نخوانیم. البته در این نوشته کوتاه من قصد نوشتن راهنمای خرید یک کتاب خوب را ندارم، اما خالی از لطف نیست که بگویم حتما راهنمای خرید یک کتاب خوب محتوا را در اینترنت بخوانید.
فقط یادتان باشد پر فروش بودن یک کتاب دلیل بر خوب محتوا بودن آن نیست
در این آشفته بازار کم خوانی کتاب، همین بس که کتاب های کم عمق و کم محتوا رواج بسیاری یافته. البته صد شکر که کتاب ها فقط کم عمق و کم محتوا باشند، زیرا با وجود تهاجم فرهنگی شدید غرب و شرق به محتوا های کتب اسلامی، بسیاری از کتب به صورت کاملا طراحی شده برای در نوردیدن اخلاقیات و انسانیت و خود مشغولی های روزانه، روانه بازار کتاب می شوند.
این کتب خوراک مغزی عامه مردم هستند و انها را در کوتاه مدت یا در تمام طول عمر به خود مشغول می کنند. چه بسا مطالب این کتاب ها در ناخوداگاه ذهنی انسان تاثیر گذاشته و باعث عاداتی ناپسند و حتی غیر انسانی می شود!
شاید شما هم مثل من در اطرافتان دیده باشید که اشخاصی با خواندن یک کتاب بخصوصی بسیاری از عاداتش عوض شده است. پس مطمئنم حرف مرا تصدیق می کنید که هدف فقط خواندن یک داستان یا رمان نیست و هدف برای اکثریت مردم پند اموزی از کتب است. باید بپذیریم نویسندگان بسیاری هستند که برای نفوذ در ذهن مردم و کاشتن بذر بیراهه در تفکرات انان، بر روی کاغذ قلم میچرخانند.
درست مانند برخی سریال های تلویزیونی یا ماهواره ای که برای اهداف خاصی ساخته می شوند !
جالب اینجاست که اگر تحقیقی در اینترنت اجام دهید به راحتی متوجه می شوید، نقد کتاب های کم محتوا بسیار کم یافت می شود و یا اصلا یافت نمی شود! و دلیل آن هم کارتل های نفوذ فرهنگی در انتشارات کتب و نقد مطالب مربوط به آن است.
البته کتاب خوان های کاربلد همیشه می دانند که چه کتاب هایی را باید بخوانند، دقیقا برایشان مثل آن است که دارند با اتومبیل رانندگی می کنند.
آقای مرتضی یوسفی مقدم به صورت شخصی نقدی در مورد کتاب بیشعوری در سایت ویرگول نگاشته است که بخشی از آن در زیر آورده شده است :
"بیشعوری به طور شگفتآوری تمایل ما را در اهدای این کتاب به اطرافیان افزایش میدهد. شاید به خاطر کشف یک یا چند ویژگیِ آدمهای بیشعور در دوستمان باشد که با هدیه دادن کتاب میخواهیم او را به احوال بیمارگونهاش آگاه کنیم.
این کتاب توجیه خوبی به خواننده میدهد تا همهی اطرافیان را یک دسته بیشعور تصور کند که فقط موجب آزار و اذیت اویند. بدتر از همه پس از مطالعهی کتاب، مدام شخصِ خواننده به دنبال مصادیق بیشعوری در اطرافش میگردد.
این که چرا کتاب جذاب است به نظر من برمیگردد به یک ویژگی مشترک همهی ما آدمها. این که دوست داریم تا دیگران را معیوب و خودمان را فرهیخته تصور کنیم؛ و این کتاب تفریحی خوب برای ارضای همین خصلتِ خودبرتربینی ماست. خودبرتربینیِ کاذب دقیقا ویژگی محوری بیشعورهاست که این کتاب بهطور نامحسوسی آن را در خواننده تقویت و تثبیت میکند.
خواننده بعد از بستن کتاب نهتنها بیشعوریاش درمان نشده، بلکه با این تمرینها در بیشعوری حرفهایتر هم شده است. شاید برای همین هست که میگویند کتابهای اخلاقی باید دارو باشند و نه نسخه. مخصوصاً بیماریِ مهلکی مثل بیشعوری که با شناساندن خصایص بیشعوری، مرض را شدیدتر میکند."
کتاب بیشعوری فقط یکی از صد ها نمونه کتاب نفوذ فرهنگی در روشنفکران معاصر می باشد و نمونه های بسیار زیاد دیگری را هم میتوان نام برد که اتفاقا اکثر این کتب در زمینه روانشناسی و ایدولوژی زندگی نگاشته می شوند!
کتاب هایی که اگر شما آن را نخوانید و یا بخوانید و نقدی بر آن بزنید، شما را با الفاز رکیکی محکوم کرده، و به اصطلاح به شما برچسب می چسبانند. به عبارت دیگر بدون اینکه بازی شطرنج خود را شروع کنید، در یک هوچی گری رسانه ای قرار گرفته و کیش و مات بازنده خطاب می شوید!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۵/۲۳ ساعت 0:58 توسط Anti Spyware
|