افشای اسرار زنان قربانی تجاوز در بوسنی

او در توضیحاتی به خبرنگار خبرگزاری آناتولی گفت: من در سال 1991 که بوسنی استقلال خود را اعلام کرد با دو دختر و همسرم در ویشه گراد زندگی می کردم. در زمان شروع جنگ کارمند شهرداری بودم. در همان ایام متعجبانه می دیدم صرب ها که تا آن روز در همسایگی هم زندگی می کردیم شروع به رفتن از شهر کرده اند.
مدیر "انجمن زنان خسارت دیده جنگ بوسنی" در ادامه سخنان خود می افزاید: شهر ویشه گراد در سال 1992 از سوی صرب ها محاصره شد و ما واقعا جایی برای رفتن نداشتیم. در همان روزها چتنیک ها وارد منازل مردم می شدند و دست به قتل عام می زدند. آن ها مردان و زنان را روی «پل رودخانه درینا» به گلوله می بستند. این پل همان است که نامش بر رمان ایوو آندریچ است و برنده جایزه نوبل شده است. آب درینا به رنگ خون درآمده بود.
هاسجیچ افزود: چتنیک ها در مارس 1992 وارد خانه ما هم شدند و در برابر چشمان من به دختر جوانم تجاوز و با وارد کردن ضربه ای به سرش او را مجروح کردند. روز بعد نیز مرا به قرارگاه پلیسشان بردند. در آن جا بارها به من تجاوز کردند و بسیار تلخ بود که یکی از همسایگان قدیمی صربمان را که قبلا با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم در آن جا دیدم.
او ادامه داد من از سال 2003 تصمیم گرفتم زنانی را که قربانی جنگ بوده اند در انجمنی گرد هم بیاورم تا بتوانیم داد خود را از متجاوزان بستانیم.
مدیر انجمن زنان خسارت دیده جنگ در ادامه سخنانش گفت: بین مسلمانان، صربها و کروات های بوسنی هزاران زن بوده و هستند که به خاطر شرم از موضوع منزوی شده و از خانه هایشان بیرون نمی آمدند اما آن ها در حال حاضر زیر چتر انجمنی که تاسیس شده برای دستگیری و تحویل متجاوزان به دادگاه تلاش می کنند. این متجاوزان هستند که باید شرم کنند نه ما مظلومان.
او همچنین اظهار داشت: ما برای بازگشت تعداد زیادی از خانواده ها که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را رها کرده و رفته اند نیز فعالیت می کنیم.
هاسجیچ افزود: من در سال 2001 به عنوان شاهد به دادگاه لاهه رفتم و مطالبی را به اطلاع قضات رساندم. انجمن ما در حال جمع آوری شکایات همه زنانی است که در جنگ دچار خسارت شده اند. تاکنون توانسته ایم شکایت بیش از 25 هزار زن را تسلیم دادگاه کنیم. زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند معمولا یکدیگر را می شناسند و به همین دلیل بسیاری از آن ها خیلی زود عضو انجمن شدند. ما به جای این که به شکل فردی درصدد احقاق حقوق خود برآییم به صورت سازماندهی شده و گروهی این کار را پیش می بریم. ما با کمک اتحادیه اروپا و استفاده از فضای مجازی شکایت زنان مظلوم بوسنی را جمع آوری کرده و تسلیم دادگاه کردیم. خوشبختانه این حرکت در دستگیری متهمان و متجاوزان موثر بوده است.
این فعال حقوق زنان ادامه داد: 90 درصد متهمان مورد نظر ما بر اثر فعالیت های انجمن دستگیر شده اند. چرا که ما خوب می دانیم محل زندگی و اختفای آنان کجاست. بسیاری از کسانی که در ویشه گراد، برچکو، فوچا و شهرهای دیگر بوسنی مرتکب چنین جنایاتی شدند در حال حاضر کارمند اداره پلیس یا کارگر کارخانه ها و یا معلم آموزش و پرورش هستند. ما تا دستگیری آن ها از پا نمی نشینیم و به فعالیت های حق طلبانه خود ادامه می دهیم؛ ما نه فقط برای زنان مسلمان که برای احقاق حقوق زنان صرب و کروات هم فعالیت می کنیم. زیرا بسیاری از زنان صرب یا کرواتی که با مسلمان ها ازدواج کرده بودند نیز در جریان درگیری های داخلی بالکان مورد تجاوز قرار گرفته اند.
به گزارش ایربا، مدیر انجمن زنان خسارت دیده جنگ بوسنی با تاکید بر این که موضوع تجاوز به زنان بخشی از استراتژی جنگ خونین و ظالمانه بوسنی بوده، گفت: تجاوزها با طرح و برنامه خاصی انجام می شد. کسانی که جنگ را به راه انداختند از ساختار خانوادگی مسلمانان خوب اطلاع داشتند، آن ها می دانستند با این جنایت چه زیانی را بر جامعه مسلمان وارد خواهند کرد. به ده ها هزار نفر از 11 تا 60 ساله تجاوز شده است. بر اثر این جنایت ها تعداد زیادی از زندگی های مشترک از هم پاشید. بسیاری از زنان کشور خود را رها کرده زندگی در غربت را انتخاب کردند. به همین ترتیب عده قابل توجهی از زنان، فرزندان شان را به نهادهای دولتی تحویل دادند. این وضع بزرگترین ضربه را بر پیکر خانواده های بوسنیایی وارد کرد. نتیجه این جنایت های وحشیانه در سال های بعد آشکارتر می شود.
هاسجیچ در پایان سخنان خود افزود: درک این مطلب برای امثال من مشکل است که چرا کشورهای اروپایی با اطلاعی که از جنایات وقوع یافته در بوسنی دارند اقدام موثری برای مجازات متهمان به عمل نمی آورند.
پی نوشت :
آنچه موجب توجه بیشتر ایران به این منازعه شد، مسلمان بودن بوسنیاییها و عدم برخورداری آنان از نیروی نظامی قابل ذکر بود.
ایران
با فرستادن چند دیپلمات ورزیده که سابقه ی طولانی در مسائل امداد رسانی،
مذاکرات و … داشتند وارد جنگ بوسنی شد. از جمله ی این دیپلمات ها می توان
به شهید رسول حیدری که امداد رسانی به مردم بوسنی را رهبری کرد اشاره کرد
او انسانی تحصیل کرده آشنا به زبانهای خارجی و دیپلماتی ورزیده در هنگامه
مذاکرات نفسگیر با گروههای درگیر به منظور تسهیل زندگی مردم در محاصره
بوسنی بود او فرمانده ای استراتژیست بود که برای مردم آن سامان اعم از
مسلمان و مسیحی کرووات و غیره تفاوتی قائل نبود و برای تهیه مایحتاج مردم
شبانه روز مشغول رایزنی بود.او جان خویش را نیز در این امداد رسانی از دست
داد.
جنگ بوسنی سرانجام پس از حدود ۳ سال و پس از
آنکه آمریکا و متحدان اروپایی اش دریافتند با کمک های مختلف جمهوری اسلامی
ایران به رزمندگان بوسنیایی دیگر توان جنایت در این کشور را ندارند؛ با
امضای موافقتنامه صلح دیتون خاتمه یافت. اما مهمترین شرطی که آمریکا برای
مقامات مسلمان بوسنیایی برای خاتمه دادن به حملات صربها به شهرهای بوسنی
مطرح کرد خروج نیروهای ایرانی از بوسنی و هرزگوین بود.
در ادامه میتوانید ناگفته هاي رضا برجي ( مستند ساز ) از كشتار سربرنيتسا را بخوانید .
اگر به جولای ۱۹۹۵ میلادی برگردیم، با یکی از بزرگ ترین قتل عام های تاریخ مواجه می شوید. قتل عامی که در آن بیش از ۸ هزار مسلمان بوسنیایی در قلب اروپا کشته شدند. سربرنیتسا، شهری که سازمان ملل تنها روی کاغذ آن را به عنوان شهر امن اعلام کرده بود و حالا میراث آن امنیت ۶۰ گور دسته جمعی است.
نکته جالب اینجاست که سازمان ملل با همه ادعایش در پیگیری حقوق بشر، این جنایت هولناک را جزو وحشیانه ترین و بزررگ ترین قتل عام ها نمی داند و به سادگی آقایان اتو کشیده دیپلمات چشمشان را را بر روی مرگ دهها انسان بسته اند. اما آن جنایتی که در بوسنی صورت گرفت، شاهدان زنده ای دارد که با کابوس آن روزها زندگی می کنند و بعضی از آن ها نظیر “رضا برجی” مستند ساز معاصر کشور که از ۱۴ جنگ بزرگ دهه های اخیر مستند تهیه کرده، سعی در ثبت این واقعه دارند تا ذهن فراموشکار تاریخ این دست جنایت ها را مشمول گذشت زمان نداند. این مستندساز با ۵ بار سفر به کشور بوسنی و هرزگوین ۴فیلم مستند از این کشور تدوین نموده است. آنچه در ادامه می خوانید بخشی از روایت های ناگفته ها و مشاهدات عینی این مستندساز به عنوان یکی از حاضران در جنگ بوسنی در گفت گو با پایگاه تحلیلی رصد- دفتر پژوهش روزنامه خراسان- است:
از جاده مرگ گذشتیم!

پس از فروپاشی یوگوسلاوی سابق و تقسیم آن به ۶جمهوری جدید، بوسنی و هرزگوین نیز با اکثریت جمعیت مسلمان در منطقه اروپا ایجاد شد، اما صرب ها به این منطقه تجاوز کرده و جنگ بی رحمانه و نابرابر بیش از ۴ ساله راه انداختند.
حدود ۳ سال قبل از این جنگ، سازمان ملل سلاح های سنگین و سبک مردم شهر سربرنیتسا را به بهانه دفاع از این کشور و احتیاج نداشتن به این سلاح ها جمع آوری کرده بود، اما تقریبا از ۱۵ یا ۱۶ جولای ۱۹۹۵ زمزمه ی حمله ی صرب ها به سربرنیتسا شروع شد.
سازمان ملل برای این که تعداد کمتری از مردم در این جنگ از بین بروند ۶ شهر شامل براژده، الوگو، سربرنیتسا و … از این کشور را جزء مناطق امن اعلام کرد که نمی توانند به این شهرها حمله کنند و آن ها را به تصرف نظامی خودشان درآورند.
ولی نیروهای صرب به عنوان سومین ارتش بزرگ اروپا، این شهرها را به محاصره کامل خود درآورد به گونه ای که هیچ نیرو و یا مسلمانی نتوانست از موانع صرب ها رد شود و خودش را به داخل و یا خارج شهر سربرنیتسا برساند اما شهرهایی مثل براژده و … بعد از یک سال از طریق تونل توانستند ارتباط برقرار بکنند.
طی چندین سفر به بوسنی هیچ کدام موفق نشدیم به داخل سربرنیتسا برویم و اصلا امکان این که کسی داخل سربرنیتسا برود وجود نداشت، هیچ خبرنگاری نمی توانست برود و تنها خبرنگارانی هم که توانستند داخل شهر براژده بروند خبرنگاران ایرانی بودند بعد از آن هیچ فرد دیگری نتوانست داخل شهر شود چون جاده ی آن معروف به جاده ی مرگ بود.
بر این اساس دقیقا صرب ها به آن جاده مشرف بودند، اما مسلمان ها شبانه کیسه های آذوقه و مهمات را بر دوش داخل شهر می بردند و شب بعدی مجروحان را از داخل براژده به بیرون حمل می کردند ولی این امکان برای شهر سربرنیتسا وجود نداشت چون مسافت خیلی طولانی بود
بنابراین مسلمانان بوسنیایی که به دید و آمادگی کاملی از این جنگ دست یافته بودند ولی از ابتدایی ترین سلاح های جنگی محروم بودند، توانستند شهرهای تصرف شده بسیاری را بازپس بگیرند؛ چرا که طی چهار سال مسلمانان قوی تر از آغاز جنگ شده بودند.
در حقیقت ماه های اولیه جنگ بوسنی آن ها در حال پدافند بودند اما اواخر جنگ به حالت آفبندی رسیده بودند و به نظر می رسد اگر دو هفته دیرتر قرارداد دیتون در نوامبر ۱۹۹۵ که به اجبار به امضای مرحوم “علی عزت بیگوویچ” رئیس جمهور وقت بوسنی رسید، مردم این کشور مطمئنا به پیروزی می رسیدند.
می خواستند ریشه مسلمانان را از اروپا بکنند!
نیروهای سازمان ملل به جای این که از مردم دفاع کنند و نگذارند که آن ها قتل عام شوند اتفاقا راه را برای شان باز کردند، یعنی نیروهای هلندی حافظ صلح سازمان ملل که به منظور برقراری امنیت در این منطقه مستقر بودند هیچ واکنشی در زمان حمله نیروهای صرب به فرماندهی “راتکو ملادیچ” به این شهر از خود نشان ندادند و صرب ها نیز توانستند بیش از ۸ هزار مسلمان را قتل عام کنند.
در حقیقت قصد سازمان ملل در این فاجعه ریشه کن کردن حضور مسلمانان در کشورهای اروپایی بود. با مشاهده ی اخبار و مستندات این حملات و جنایات در بوسنی و نوع حمایت کشورهای دیگر، دخیل بودن کشورهای اروپایی در این کشتار مشهود است.
روایت ۷۰دقیقه ای یک فاجعه
در این خصوص فیلم مستندی با عنوان “مادران سربرنیتس ها” که نویسندگی، کارگردانی و فیلمبرداری آن توسط خودم و تهیه کنندگی آن را مرکز گسترش سینمای تجربی ایران برعهده داشته است، قرار بود در سالروز این فاجعه در کشور بوسنی رونمایی شود که به دلیل برخی مشکلات این امر به تعویق افتاده است اما طی چند روز آینده با سفر به این کشور در دو شهر بوسنی از این مستند ۷۰ دقیقه ای که “محمود جوان بخت” کار مشاوره ی آن را برعهده داشته است به نمایش گذارده می شود.
این فیلم مستند طی دو سفر تابستانی و زمستانی به این منطقه با پشت سرگذاشتن مشکلات عدیده ای تهیه شده، اما مستنداتی ارائه می کند که بسیار جالب و تکان دهنده است و حتی می شود ادعا کرد که این فیلم در نوع خود در جهان بی نظیر است.
اولین فیلم مستند در خصوص بوسنی را به کارگردانی آقای ” نادرطالب زاده” با عنوان “خنجر و شقایق” و مستند “فقط خدا” را با همکاری آقای “صدری” ، تهیه کردیم. همچنین فیلم “سال های گلوله و زنبق” در حال مونتاژ است که در ۲۶ قسمت به جنایت صرب ها پرداخته است به گونه ای که در کلیه مناطق بوسنی فیلم برداری شده است و از زوایای مختلف به این جنایت پرداخته شده است.
در فیلم “مادران سربرنیتس ها”، پیرزنی که با او مصاحبه می کنم ﻣﻲگوید: من شاهد بودم که فلان جا، نیروهای صرب با نیروهای هلندی لباس های شان را عوض می کردند تا وقتی که نیروهای صرب دارند دخترها و زن ها را از خانواده ها جدا میﻛﻨﻨﺪ، مردم در برابر آن ها مقاومت نکنند و فکر کنند که این ها نیروهای سازمان ملل هستند. آن ها کمر انسانیت را با جنایت هایشان شکستند.
طی این جریان بالاخره صرب ها وارد شهر می شوند زن ها را از مرد ها و تعدادی از دختران و زنان را از خانواده های شان جدا می کردند و آن ها را به اردوگاه هایی می بردند و شدیدا به این افراد هتک حرمت می کردند و عاقبت هم به شهادت می رساندند.
اما یک عده از مردان شهر سربرنیتسا تصمیم می گیرند خودشان را تسلیم نیروهای صرب نکنند و از راه جنگل خودشان را به نیروهای بوسنیایی برسانند، بعد از دو روز تعدادی از مردان مسلمان و مسلح بوسنیایی به مناطقی که در دست ارتش بوسنی بوده است می رسند تعدادی از افرادی که با این گروه همراه شده بودند در طول راه به شهادت می رسند اما یک گروه عمده بین ۸ تا ۱۰ هزار نفر از این ها به دست صرب ها افتادند.
نیروهای صرب نیز در طول ۴۸ ساعت دست به جنایت هولناکی زدند یعنی آن ها را در گروه های ۱۰، ۲۰ یا ۱۰۰نفره می کردند و در جاهای مختلف آن ها را به شهادت می رساندند و قتل عام ﻣﻲکردند، در فیلمی مستند این واقعه نشان داده میﺷﻮد که چگونه آن ها را سوار کامیون ها می کنند و در علفزاری پیاده می کردند و آن ها را به زانو می نشاندند و از پشت تیر باران ﻣﻲکردند، دو نفر از مسلمان ها را نگاه می دارند تا جنازه ها را به مکان دیگری منتقل کنند و در نهایت آن ها را نیز به شهادت می رسانند.
در این فیلم چگونگی قتل عام مسلمانان را به دست صرب ها و میزان درنده خویی آن ها را نشان می دهد.

کمک های سازمان ملل حامل مرگ بود!
کمک های سازمان ملل در آن زمان بسیار وحشتناک بود به گونه ای که شاهد پخش شیرخشک های فاسد دو سال تاریخ مصرف گذشته بین مادران بوسنیایی بودیم. این مواد منجر به بیماری و حتی مرگ کودکان آن منطقه شد و حتی به عینه شاهد بودیم از تاریخ انقضای بعضی کنسروهای گوشت توزیع شده توسط سازمان ملل بیش از ۱۰ سال می گذشت.
البته این جنایت رهبران سیاسی مدعی حقوق بشر از چشم مردم جهان پنهان نمانده است و شاهد آن هستیم که در سالروز قتل عام دسته جمعی مسلمانان بوسنی، مردم از ۴۰-۵۰ کشور دنیا در این منطقه حضور می یابند تا انزجار خود را از جنایتکاران این حادثه اعلام کنند و حمایت از مردم بوسنی را به گوش جهانیان برسانند.
به عنوان مثال سال گذشته ۲۵۰ هزار نفر در این منطقه جمع شدند و امسال پیش بینی می شود بیش از ۴۰۰هزار نفر حضور یابند، یعنی به هر میزان که از این جنایت بگذرد و حامیان حقوق بشر سکوت کنند و این جنایت را محکوم نکنند، عواقب آن به ضررشان تمام میﺷﻮد.
متاسفانه چون آمریکا، کشورهای اروپایی و سازمان ملل نمی خواستند برابری مذهبی و نژادی بین مردم در اروپا برقرار شود، تصمیم گرفتند کلیه مردم مسلمان را از اروپا بیرون کنند که جنگ های بوسنی و … را به راه انداختند.
ایران پیشرو؛ اما ضعیف!
در این جریان، کمتر از یک ماه از آغاز جنگ، رهبر معظم انقلاب آیه الله جنتی را به عنوان نماینده مخصوص خود در کشور بوسنی برگزیدند و ایشان سریعا به این منطقه سفر کردند تا وسایل اولیه مورد نیاز مردم و ارتش بوسنی را تهیه کنند.
هم اکنون مردم بوسنی به این مطلب اذعان دارند که اگر ایران نبود ما همین مقدار سرزمین خود را نیز از دست می دادیم چون ایران تنها و تنها کشوری بود که به ما آموزش های نظامی را یاد داد و به ما کمک کرد تا از جهات مختلف بتوانیم درمقابل صرب ها بایستیم.
در حادثه جنگ بوسنی و کشتار وحشیانه مسلمانان، دستگاه دیپلماسی ایران ضعیف عمل نکرد اما بهتر از این ها میﺗﻮانست اقدام کند. ولی رسانه ها به جز تعداد بسیار معدودی به حوادث بوسنی نپرداختند حتی مستندسازان نیز برای شرح ابعاد مختلف این جنایت به بوسنی اعزام نشدند و رسانه ملی نیز در این زمینه کم کاری کرد که به ضعف عملکرد مسئولین وقت آن زمان را می رساند.
امیدوارم دوباره مردم سربرنیتسا به این شهر بازگردند تا زندگی در آن جریان پیدا کند و دوباره احیا شود.
خوش آمدید